♥ دوسـ ـتـداران رمـان ♥

انواع رمان های فانتزی،عاشقانه،اجتماعی

زیتون قسمت اخر

میدونم بله میدونم دقتون دادم تا تموم شد :)

 

حالا به بزرگی خودتون ببخشید دیگه...

 

من با کتاب از خیانت تا عشق۲ درخدمتتونم قول میدم که این یکی مثل زیتون دیر ب دیر نذارم


ادامه مطلب

[ یکشنبه سیزدهم مرداد 1392 ] [ 17:8 ] [ دلـارامــ ]

[ ]

زیتون19

امروز چقد پر کار شدم
ادامه مطلب

[ یکشنبه سیزدهم مرداد 1392 ] [ 16:48 ] [ دلـارامــ ]

[ ]

ریتون18

نسلی هستیم ، که تو اینترنت عاشق شدیم، تو اینترنت دوست شدیم،
تو اینترنتم بهمون خیانت شده! فقط اینترنت توالت نداره من ناراحتم :))

مسئولین رسیدگی کنن!

 

 

***

پسرا فقط 3 ثانیه طول میکشه تا عاشق بشن ...!!
ثانیه اول : نیگاش کن ... عجب دافیه لامصب...!
ثانیه دوم: صداشم که بامزه است بیشرف
ثانیه سوم : من عاشقش شدم :|
حالا جالبتر از پسرا دخترا هستن که 1 ثانیه طول میکشه تا عاشق بشن ...!.
اوووووووف ماشینو....!

.
.
.
.
.
دیدید این فیلمارو که بچه گم میشه وقتی پدر مادرش پیداش میکنن نیم ساعت
تو بغل همدیگه گریه میکنن
والا ما که بچه بودیم گم که میشدیم بعد از اینکه پیدامون میکردن نیم ساعت کتک میخوردیم
بعدا از ترس پیدا شدن اشک میریختیم ....
بزارین حقایق روشن شه:|


 

ادامه مطلب

[ یکشنبه سیزدهم مرداد 1392 ] [ 16:34 ] [ دلـارامــ ]

[ ]

زیتون17

[ یکشنبه سیزدهم مرداد 1392 ] [ 16:3 ] [ دلـارامــ ]

[ ]

زیتون16

[ یکشنبه سیزدهم مرداد 1392 ] [ 15:21 ] [ دلـارامــ ]

[ ]

زیتون 15

عجیب علاقه ٫یدا کردم که مثل باده باشم:)))
ادامه مطلب

[ یکشنبه سیزدهم مرداد 1392 ] [ 14:5 ] [ دلـارامــ ]

[ ]

زیتون 14

ببخشید که دیر به دیر میزارم

.

.

.

 یه حسی بهم میگه دقتون دادم برای این رمان


ادامه مطلب

[ یکشنبه سیزدهم مرداد 1392 ] [ 13:49 ] [ دلـارامــ ]

[ ]

زیتون13

بچه ها مدیر ارشد شبنم جون این رمان رو تو امضاش گذاشته

.

.

.

واین به این معنی که رمان قشنگیه :)


ادامه مطلب

[ شنبه دوازدهم مرداد 1392 ] [ 7:48 ] [ دلـارامــ ]

[ ]

زیتون12

حال کردین ساعت چند امدم براتون گذاشتم

 

حالا نامردی نکنین نظر بدین


ادامه مطلب

[ شنبه دوازدهم مرداد 1392 ] [ 7:36 ] [ دلـارامــ ]

[ ]

زیتون 12

[ پنجشنبه دهم مرداد 1392 ] [ 22:56 ] [ دلـارامــ ]

[ ]

زیتون 11

[ پنجشنبه دهم مرداد 1392 ] [ 22:23 ] [ دلـارامــ ]

[ ]

زیتون 10.5

قول میدم شب بزارم
ادامه مطلب

[ پنجشنبه دهم مرداد 1392 ] [ 19:1 ] [ دلـارامــ ]

[ ]

زیتون 10

[ پنجشنبه دهم مرداد 1392 ] [ 15:10 ] [ دلـارامــ ]

[ ]

زیتون9

[ چهارشنبه نهم مرداد 1392 ] [ 15:40 ] [ دلـارامــ ]

[ ]

زیتون8

[ چهارشنبه نهم مرداد 1392 ] [ 15:21 ] [ دلـارامــ ]

[ ]

زیتون7.5

نصف پست قبلی
ادامه مطلب

[ چهارشنبه نهم مرداد 1392 ] [ 15:10 ] [ دلـارامــ ]

[ ]

زیتون 7

ببخشید که دیر شد...
ادامه مطلب

[ چهارشنبه نهم مرداد 1392 ] [ 15:1 ] [ دلـارامــ ]

[ ]

زیتون 6

 

 

بوسه هایت

بهشت را معنا می دهند

دستهایت

دور دست آرامش را

حلقه میکنند بر تنم

نفسهایت

عشق را معطر میکنند

و آغوشت...

 

"پرمحتواترین خلاصه ی دنیاست"


ادامه مطلب

[ سه شنبه هشتم مرداد 1392 ] [ 23:22 ] [ دلـارامــ ]

[ ]

زیتون5.5

نصف پست قبلی
ادامه مطلب

[ سه شنبه هشتم مرداد 1392 ] [ 23:9 ] [ دلـارامــ ]

[ ]

زیتون 5

۵ممنون دوستان که رمان رو میخونین:)

 

متاسفانه نتم مشکل داره نمیتونم سریع بزارم :(


ادامه مطلب

[ سه شنبه هشتم مرداد 1392 ] [ 22:57 ] [ دلـارامــ ]

[ ]

زیتون4

۴ این بار چندوم میگم رمان قشنگیه بیان بخونین
ادامه مطلب

[ دوشنبه هفتم مرداد 1392 ] [ 21:19 ] [ دلـارامــ ]

[ ]

زیتون 3

بابا بیاین بخونین این رومانو اینقدر قشنگه من که تا حالا ۲ بار خوندمش والا

 

 

 

http://s3.picofile.com/file/7593690642/427.jpg

سیگارم چه خوب درک میکند مرا

وای که چه زیبا کام میدهد

این نو عروس هر شب تنهایی هایم

لباس سپیدش را تا صبح برایم می سوزاند

و من تا صبح بر لبانش بوسه میزنم

چه لذتی میبریم از همخوابگی

او از جان مایه میگذارد و من از عمر

هر دو میسوزیم به پای هم

 


ادامه مطلب

[ دوشنبه هفتم مرداد 1392 ] [ 16:42 ] [ دلـارامــ ]

[ ]

زیتون 2

من یه چند روز کامی خراب بود نتونستم بیام حالا هم که امدم میبینم هیچ نظری واسه این رمان نمیزارین واقعا که این رمان که عالی از ما گفتن بود خود دانی !!!!
ادامه مطلب

[ دوشنبه هفتم مرداد 1392 ] [ 16:20 ] [ دلـارامــ ]

[ ]

زیتون

سلام به دوستان گلم

 

بایه رمان توپ امدم امیدوارم همراهیم کنید و نظر های خوب خوب بدین

نویسندشم beste دوست خوبمون هستن که قلم بسیار زیبایی دارن

اینم یه توضیح از داستان که نویسندش داده

شخصیت های این داستان وقتی تو ذهنم اومدن ...قسمت پر رنگش مربوط به شخصیت اول دختر داستان بود...
باده داستان من دختر سر سختیه..عاقل..تحصیل کرده و دنیا دیده است..رفتارهاش بر اساس سنش و موقعیت اجتماعیشه...داستان زندگیش با یه گذاشتن و رفتن شروع می شه با یه تصمیم بزرگ..اون مبارزه کرده برای بودن..برای نفس کشیدن برای زن بودن...
برای آجر به آجر زندگی که داره زحمت کشیده..مبارزه کرده و در کنار این مبارزه هیچ وقت از خودش نگذشته.....
امیدوارم داستانش براتون جذاب باشه...و اینکه چرا اسم داستان زیتونه خوب به چند دلیل که برای خودم توجیح پذیره امیدوارم برای شما هم همین طور باشه : زیتون در یونان قدیم نماد آشتی با خود و دیگرانه ؛ زیتون در کشورهای حوزه بالکان و ترکیه مزه باده یا همون ش ر ا ب ؛ و اینکه زیتون در ابتدا تلخه و لی وقتی بهش عادت می کنی نمی تونی ازش دل بکنی درست مثل باده داستان من...

 

 

 

 


ادامه مطلب

[ سه شنبه یکم مرداد 1392 ] [ 14:1 ] [ دلـارامــ ]

[ ]