X
تبلیغات
♥ دوسـ ـتـداران رمـان ♥
پست هفتم

ممنون میخونین ونظرمیدین

کم کم میخوام داستانوهیجانی تربکنم

لطفاهمراهیم کنین وتوهرپست اشکالاشوبگین بهم

نقدریادتون نره هاااااااااااااااااااااااااااااااااااااا



موضوعات مرتبط: رمان توازستاره هااومدی(arezoo)

ادامه مطلب
تاريخ : جمعه پانزدهم فروردین 1393 | 1:56 | نویسنده : آرزو |

سلام من اومدم با پست جدید

واقعاازدوستایی که رمان منومیخونن کمال تشکررودارم

واونایی که نقدش میکنن مخصوص میگم چاکرتونمممممممممممممم

بازم نقدکنید

واما

یه نکته

من باوجدان یاهمون ندای درون خیلی درگیربودم ازاین به بعدسعی میکنم حذفش کنم

داریم کم کم به اوج داستان نزدیک میشیم

یکیم میخواستم بدونم ازاینکه اززبون هردوشون میگم خوبه یافقط اززبون نفس بگم یافرزاد؟یاسوم شخص؟

شماکدوم زاویه دیدوپیشنهادمی کنید؟

ممنون میشم کمکم کنید


موضوعات مرتبط: رمان توازستاره هااومدی(arezoo)

ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه دوازدهم فروردین 1393 | 22:0 | نویسنده : آرزو |
خب اینم پست پنجم بابابخونیدنقدش کنیددیگه

پس کی میخواداستعدادهای من شکفته بشه ها؟


موضوعات مرتبط: رمان توازستاره هااومدی(arezoo)

ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه یازدهم فروردین 1393 | 22:45 | نویسنده : آرزو |
خب اینم پست چهارم

ممنون ازنادیای گلم که نقدکردش بارقبل گفتم ابنبارم میگم فعلااول داستانیم قصدم اینه که شماهاباشخصیتام اشنابشین بخاطراون زیادطولش میدم

امااگه بازم اشکال داره ممنون میشم نقدش کنین


موضوعات مرتبط: رمان توازستاره هااومدی(arezoo)

ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه یازدهم فروردین 1393 | 22:39 | نویسنده : آرزو |
سلام ممنون نظرمیزارین ولی بچه هانویسنده این رمان خیلییییییییی اروم اروم میزاره

من مجبورم کم کم بزارم تاتوخماری رمان نمونین6ماهه این رمانوگذاشته هنوزتموم نشده


موضوعات مرتبط: رمان عملیات(elnaz)

ادامه مطلب
تاريخ : شنبه نهم فروردین 1393 | 14:15 | نویسنده : آرزو |

دختر چیست؟؟؟

.

.

.

.

.

.

دختر موجودیست زیبا و دوست داشتنی که خداوند برای حفظ آرامش پسرها اونا رو آفریده...

چیه؟؟؟

انتظار داشتی ازشون بد بگم؟؟؟

برو داداش ما از اوناش نیستیم!


دخترا خودتون ابراز علاقه کنید بهم!


موضوعات مرتبط: طنز -پست های فیسبوکی

تاريخ : شنبه نهم فروردین 1393 | 13:52 | نویسنده : آرزو |

ب سلامتی،،،         
پسری که وقتی دل گرفته داغونی و پشت تلفن سرش دادوبیداد میکنی و تلفنو روش قطع میکنی اما میدونه چقد اون لحظه محتاجشی
،پشت سرهم زنگ میزنه تا آرومت کنه..        
 پسری که وقتی سوار ماشینشی تمام مدت دست راستش رو دستته...        
 پسری که چشاش وحشی و مغروره،
راه به راه شعرای عاشقونه ی الکی برات نمیخونه
،لوس حرف زدنم بلد نیس،اما هر دفه ک میگه تاتهش هستم‌...
چشاش از عشق برق میزنه...        
 پسری که وقتی صبح بهش زنگ میزنی تازه از خواب بیدارشده و آروم میگه جانم،
صدای خواب آلودش دیوونت میکنه...        
 پسری که خاطرخواه کم نداره اما وقتی باهات عهد رفاقت میبنده نفرسومی تو برنامش نیس...        پسری که وقتی باهاش میری رستوران غذاخوردنتو با لبخند نگاه میکنه...         
پسری که براش مهم نیس جی اف دوستش از تو خوشگلتره,هربار تو چشات زول میزنه و میگه بخدا تکی تو دختر...       
  پسری که دستاتو ک تو دستاش میگیره حس امنیت وجودتو پرمیکنه...        
 پسری ک وقتی لب دریا کنارش نشستی و سرتو میذاری رو سینه ش قلبش تند تند میزنه...          پسری ک وقتی میره مهمونی خونه ی فامیل زنگ میزنه و نیم ساعت تو حیاط باهات
حرف میزنه ک بهت نشون بده تو نخ هیچکدوم از دخترای تو مهمونی نیس...         
پسری ک گل مورد علاقتو میدونه و هرازگاهی با یه شاخه از اون گل خوشحالت میکنه...          پسری ک عاشقی بلده...         
پسری ک حرفی نمیزنه ک نتونه بهش عمل کنه اما هر حرفی زد پاش وایمیسته...         
پسری که تو خیابون تا یکی بت کج نگاه کنه دکور صورتشو ‌عوض میکنه...        
 پسری که وقتی بعد یه دعوای مفصل ک باهم آشتی کردین،ازش میپرسی هنوز دوسم داری؟؟لبخند میزنه‌...دستشو دور گردنت حلقه میکنه و میگه عاشقتم به مولا...         
پسری که وقتی تو پاییز یه تک سرفه میزنی با حرص میگه مریض نشیااااا...         
پسری که وقتی میبینه به دخترای دوروورش حساسی و حسادت میکنی دستتو میگیره ومیگه:دلت قرص باشه...بقرآن من فقط ماله خودتم...         
با این پسر چیکار میشه کرد؟؟!         
مگه میشه دوستش نداشت!!!        
 مگه میشه عاشقش نبود؟؟!        
 این پسرو از دست نده....        
 هیچ جوره از دستش نده،         
چه فرقی میکنه ماشینش پرایده یا پرادو،         
لباسش مارک داره یا ساده،        
 ببین پسری که عاشقی بلده رو از دست نده!          تنهاش نذار،          غرورشو نشکن،          بهش وفادارباش...          ا
گه غیر از این کنی،،          کمرش میشکنه!          از درون نابود میشه!          تتهاش نذار‌...          عاشقی کن براش اونوقته که همه دنیاشو میریزه به پات....      


موضوعات مرتبط: طنز -پست های فیسبوکی

تاريخ : شنبه نهم فروردین 1393 | 13:51 | نویسنده : آرزو |
خب اینم پست سوم دیگه چشمام بازنمیشهههههه

ببخشیداگه غلط املایی داشت

نقدیادتون نره دوستان گلم

ازاین به بعدرمانم جنبه طنزمیگیره

منتظرنظراتون هستم


موضوعات مرتبط: رمان توازستاره هااومدی(arezoo)

ادامه مطلب
تاريخ : شنبه نهم فروردین 1393 | 4:46 | نویسنده : آرزو |
خب من اومدم باپست دوم ممنون ازنادیای عزیزم وتشکرویژه ازازاده جونم که رمانمونقدکردن واشکالاشوگفتن من سعی داشتم بعدازگذشت مدتی شخصیتارومعرفی کنم ولی انگاربراساس پیشنهاددوستان اینجوری گیج کننده بودپس تواین پست معرفی کردم

میدونم رمانم پرازاشکاله ولی خوشحال میشم نقدش کنین باورکنین اصلاناراحت نمیشم

بلکه خوشحالم میشم وازستایش عزیزممنونم رمانمومیخونه

رمان من بعدگذشت یکی دوپست دیگه جذابترمیشه فعلامیخوام باشخصیتااشنابشین


موضوعات مرتبط: رمان توازستاره هااومدی(arezoo)

ادامه مطلب
تاريخ : شنبه نهم فروردین 1393 | 4:29 | نویسنده : آرزو |
سلام خوبین خوشجلا؟

خب عزیزان مــــــــــــــــــن خب بگین میخونین ونظربدین منم بقیشوبزارررررررررم خووووووووو



موضوعات مرتبط: رمان عملیات(elnaz)

ادامه مطلب
تاريخ : جمعه هشتم فروردین 1393 | 19:12 | نویسنده : آرزو |
باسلاااااام من اومدم

خب طبق اطلاعیه ای که داده بودم

یه رمان دارم سال پیش نوشته بودمش البته تانصف

میدونم شایدتکراریه وموضوعش جالب نباشه ولی حیفم اومدپاکش کنم بره

به هرحال هرکی بخونه منت گذاشته روسرم وخوشحال میشم اشکالاشوبهم بگین

وامارمان اصلیم بعداین رمان میزارم موضوعش تکراری نیست تقریباتازست

امیدوارم همراهم باشین

وامااسم رمان فعلیم:توازستاره هااومدی

نویسندشم که شخص شخیص خودمم

ژانر:طنزززززز،عشقی،کمدی کلافقط میخوام خنده دارباشه ازغم خوشم نمیاد

واماخلاصه

درموردپسری به اسم فرزاده که ازهرلحاظ عالی هستش اماتنهاوبی کس که این وسط بخاطروصیت پدرش مجبورمیشه بادختری به نام نفس که شیون وزبون درازه واین اقای مغروروتنهاروجون به لب میکنه همخونه بشه یجورایی زن وشوهرولی این وسط اتفاقاتی که میوفته وبلاهایی که این دوتاسرهم میارن خوندنشون خالی ازلطف نیست

جلدرمانم بعدامیزارم فعلاپست اولوداشته باشین


موضوعات مرتبط: رمان توازستاره هااومدی(arezoo)
برچسب‌ها: رمان توازستاره هااومدی , توازستاره هااومدی

ادامه مطلب
تاريخ : پنجشنبه هفتم فروردین 1393 | 16:25 | نویسنده : آرزو |
سلام سلام من اومدم

تابقیه این رمانوبزارم باشرمندگی بسیااااااااااااار

خب یادم بندازین بیام بزارم

بریم سرپست اولمون نظریادتون نرررررررررررررره

پست دوم روشب میزارم


موضوعات مرتبط: رمان عملیات(elnaz)

ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه پنجم فروردین 1393 | 14:40 | نویسنده : آرزو |
سلام من ارزوام حدودابعدترم اول خیلی کم تووب فعالیت داشتم بخاطراین موضوع شرمنده دلارامم وفقط بچه های قدیمی منومیشناسن

نویسنده های جدیدبهتون تبریک میگم

عیدهم که گذشت ولی بازتبریک

بچه هامن عجیب افسرده شدمونمیتونم رمان بزارم کمکم کنیددوباره فعال بشم

برای شروع یه رمان شروع کردم به نوشتن اسمش توازستاره هااومدی هستش

بهم روحیه بدین بنویسم ادامشوفعلاکم نوشتم

به نظرتون بزارم وب؟



تاريخ : شنبه دوم فروردین 1393 | 20:53 | نویسنده : آرزو |

ی رمان دیگه بچه هااین رمان دوتاجلدداره وخیلی مشهوره یعنی بچه های کلاس ماازش تعریف میکردن بخونیدنظربزارین منم تندتندپست بزاررررررررررم برسیم به جلددومش چاکررررررررررهمتون بدوبخون

اینم از مشخصات رمان:
نام رمان: جلد اول رمان عشق و سنگ
نام نویسنده:شبنم ا.ی
ژانر:عاشقانه،اجتماعی و کمی هم طنز
::داستان از زبون شخصیت اصلی داستان بیان میشه...
خلاصه:
داستان از اون جایی شروع میشه که یسنا دوست صمیمیش آیلین دانشگاه یه شهر دیگه قبول میشن اما خانواده هاشون قبول نمیکنن که اینا برن...بلاخره بعد از کلی ماجرا راضیشون میکنن ولی به شرطاها و شروطه ها...این که اینا برن توی خونه پسرعمه ی آیلین زندگی کنن اما........
خب دیه بقیشو خودتون بخونید تا بفهمید

منبع:نودوهشتیا(www.forum.98ia.com)

نظریادتون نرررررررررررره

نویسنده:یاسمن.م


موضوعات مرتبط: رمان عشق وسنگ1(یاسمن.م)

ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه چهاردهم اسفند 1392 | 16:13 | نویسنده : آرزو |
سلام سلام من اومدم بایه رمان تازززززززززززه

خلاصه:
شوکا دختری از یک خانواده پولدار و آبرودار هست...این دختر تا الان رازهایی رو نمیدونه ولی با کنجکاوی بیش از حدش به چیز های ممنوعه دست پیدا میکنه و واقعیت ها رو میفهمه...راز هایی که اونو خیلی آزرده میکنن... با اینکه قلبش پرنفرت...انتقام و کینه ولی.............
مقدمه:

زندگي به من آموخت چگونه اشک بر يزم ... اما اشک به من نياموخت چگونه زندگي کنم ...زندگي به من آموخت درد و رنج چيست ... ولي به من نياموخت چگونه تحملش کنم ...زندگي به من آموخت بي صدا گر يستن را ...پس تا هست زندگي بايد کرد ...تا عشق هست ... عاشقي بايد کرد …تا دوستي هست ... دوست بايد داشت …تا دل هست ... بايد باخت …تا اشک هست ... بايد ر يخت... تا لب هست ... بوسه بايد زد…تا بوسه هست ... بايد زد …تا معشوق هست ... عاشق بايد بود …تا شب هست ... بيدار بايد بود …تا هستي ... بايد بود 




منبع:نودوهشتیا(www.forum.98ia.com)
نظریادتون نرررررررررررره

نویسنده:atieye80 )


موضوعات مرتبط: رمان تو یا خانواده(atieye80 )

ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه چهاردهم اسفند 1392 | 15:55 | نویسنده : آرزو |
بچه هانویسنده هاخیلی دیربه دیرپست میزارن مجبورم کم بزارم زیادتوخماری نمونین


موضوعات مرتبط: رمان عملیات(elnaz)

ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه هفتم بهمن 1392 | 17:58 | نویسنده : آرزو |
خب برای امروزاین سه تاپست بسه نظرندیدمن میدونم وشماهااااااااااا


موضوعات مرتبط: رمان عملیات(elnaz)

ادامه مطلب
تاريخ : جمعه چهارم بهمن 1392 | 11:47 | نویسنده : آرزو |
خب اینم ازپست دوم امروزنظررررررررررررررررررررر


موضوعات مرتبط: رمان عملیات(elnaz)

ادامه مطلب
تاريخ : جمعه چهارم بهمن 1392 | 11:45 | نویسنده : آرزو |
خب سلام سلام

ظهرزیبای جمعتون بخیرررررررررر

من اومدم بارمان عملیات ببخشین دیرشدددددددددددد

برین بخونین حال کنین نظربدیناوگرنه نمیزززززززززززارم


موضوعات مرتبط: رمان عملیات(elnaz)

ادامه مطلب
تاريخ : جمعه چهارم بهمن 1392 | 11:43 | نویسنده : آرزو |
بچه هااااااااااااتولوخداحوصلم سررفت یه رمان خنده داروعشقی باپایان خوب معرفی کنین



تاريخ : چهارشنبه دوم بهمن 1392 | 16:33 | نویسنده : آرزو |
سلاااااااام من بعدمدتهاشرف یاب میشمممممممم باکلی شرمندگی

ازهلووفاطمه عزیزکه نظرمیزاشتن واقعاممنونم وشرمنده کامپیوترم خراب بوددسترسی به نت نداشتم

بقیه بچه هاهم که اسمشون یادم رفته بازم معذرت میخوام امشب داستانوتموم میکنم برین بخونین


موضوعات مرتبط: رمان ازدواج به سبک کنکوری(پریا)

ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه یکم بهمن 1392 | 1:8 | نویسنده : آرزو |
تاريخ : پنجشنبه نوزدهم دی 1392 | 0:45 | نویسنده : آرزو |
تاريخ : پنجشنبه نوزدهم دی 1392 | 0:31 | نویسنده : آرزو |
اینم ازپستای امشبببب

بابانظربدین تمومش کنم دیگه


موضوعات مرتبط: رمان ازدواج به سبک کنکوری(پریا)

ادامه مطلب
تاريخ : پنجشنبه نوزدهم دی 1392 | 0:27 | نویسنده : آرزو |
بچه هادوتاپست تپل گذاشتما

نظریادتون نررررررررره


موضوعات مرتبط: رمان ازدواج به سبک کنکوری(پریا)

ادامه مطلب
تاريخ : شنبه چهاردهم دی 1392 | 20:53 | نویسنده : آرزو |
سلامممممم

من بالاخره بعدازچندی اومدم

میدونم میخواین منوبکشین خب امتحان داشتم یابیرون بودم فرص نزاشتم پست بزارم شرمنده


موضوعات مرتبط: رمان ازدواج به سبک کنکوری(پریا)

ادامه مطلب
تاريخ : شنبه چهاردهم دی 1392 | 20:50 | نویسنده : آرزو |
تاريخ : پنجشنبه پنجم دی 1392 | 15:46 | نویسنده : آرزو |
تاريخ : پنجشنبه پنجم دی 1392 | 15:44 | نویسنده : آرزو |
تاريخ : پنجشنبه پنجم دی 1392 | 15:38 | نویسنده : آرزو |
خب اینم پستای جدیداگه حال داشته باشم تاشب تمومش میکنم

نظریادتون نره


موضوعات مرتبط: رمان ازدواج به سبک کنکوری(پریا)

ادامه مطلب
تاريخ : پنجشنبه پنجم دی 1392 | 15:33 | نویسنده : آرزو |

سلام

ببخشین بابت تاخیررمانافرداعصرمیام هررمانی ناقصه تموم میکنم

واما...

ازکسایی که توصیه کردن رمان گناهکاروبخونم واقعااااااااااممنونم واااای محشره

مخصوااین ارشام من تاحالاهمچین پسراحساساتی امابه ظاهرسردویخ ندیدم واقعاغرورش ستودنیه

اخه نامرداحالاکه فصل امتحانه چراگفتین بخونم؟؟؟؟؟؟

تمرکزموازدست دادم همش فکرمیکنم چه بلایی سردلارام میادیاارشام چی میگه

دیشبم تاصبح مثلاداشتم درس میخوندم ولی اینومیخوندم تقریبااخراشم ولی بدجورشیفته اش شدم

وای آرشاااااااااااااااااااااااااااااااااااام محشری بخداااااا(البته دورازچشم دلارام)

اگه رمان اینجوری میشناسین معرفی کنین فقط اخرش خوب باشه هاااااااا



تاريخ : سه شنبه سوم دی 1392 | 22:26 | نویسنده : آرزو |
خب اینم پست اخربرین بخونین حالشوببرین

خلاصه دیرگذاشتم کم گذاشتم حرفی زدم ببخشین

راستی قانون جدیدنودوهشتیارومطلع شدین؟

ازاین به بعدهررمانی بدن بیرون سانسورشده یعنی اون لحظه های+18حذف

کلاضدحال زدن رفتتتتتتتت
Yah


موضوعات مرتبط: رمان در همسایگی گودزیلا(انیلا)

ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه یکم دی 1392 | 22:58 | نویسنده : آرزو |
سلاااااااااام من اومدم

خوبین خوشین؟

اولااربعینوتسلیت میگم

دومابرین بخونین  بفرمایین انققدرخودتونوکشتین داغون کردین گریه زاری کردین اخرش که چی؟

رادوین ازاولم معلوم بودزنده میمونه اگه میمیردکه داستان بدمیشد حالامن هی بگم برای جنس مذکراشک نریزین شمام گوش ندین والاااااااا


موضوعات مرتبط: رمان در همسایگی گودزیلا(انیلا)

ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه یکم دی 1392 | 22:42 | نویسنده : آرزو |
سلام بچه هااااااااا

خوبین؟

یلداتون میارک

الان همتون کلی چیزمیزخوردین شادهستین

ازاونجایی که منم مثل شماااااااااا

مهمون داشتیم وحوصله یاری نمیکرددرس بخونم پس نخوندممممممم

دعاکنین فرداپرسش نشه

فرداشب هم رمان درهمسایگی گودزیلاقسمت اخرشومیزارم هم ازدواج به سبک کنکوری چندتاپست تپلی میزارم



تاريخ : یکشنبه یکم دی 1392 | 1:17 | نویسنده : آرزو |
اینم پست چهارم

نظررررررررررررررررر


موضوعات مرتبط: رمان ازدواج به سبک کنکوری(پریا)

ادامه مطلب
تاريخ : شنبه سی ام آذر 1392 | 15:31 | نویسنده : آرزو |


ایم ازپست سومممممم

وبازم نظرات کمه

پست بعدی شنبه



ادامه مطلب
تاريخ : جمعه بیست و نهم آذر 1392 | 15:29 | نویسنده : آرزو |
خب اینم ازپست دوم پس نظراتون کو؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


موضوعات مرتبط: رمان ازدواج به سبک کنکوری(پریا)

ادامه مطلب
تاريخ : پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1392 | 15:28 | نویسنده : آرزو |
سلام ببخشیدبابت تاخیراینم قسمت اخر

بخونیدنظریادتون نرههههههه


موضوعات مرتبط: رمان عشق ممنوعه(افشان قائدی)

ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1392 | 21:50 | نویسنده : آرزو |
سلام دوستان ببخشین بابت تاخیررررررر

وای این نویسنده منودیوونه کرداااااااااااااااا

یه هفتس هی میرم سرمیزنم انگارنه انگاریه پست نزاشته

اینم ازپستای قبلیشه میزارم دیگه رسیدیم به نویسندهههههههه:)


راستی ببچه هاکی رمان گناهکاروخونده:یه خلاصه درست وحسابی ازش میخوام بهم بده واینکه اخرش خوبه یابد؟


موضوعات مرتبط: رمان در همسایگی گودزیلا(انیلا)

ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1392 | 21:38 | نویسنده : آرزو |
سلام

این هم چت جدیده که فقط اخرهفته هاوقتایی که خودم تووب هستم فعاله

پس دوستان عزیزازچهارشنبه تاجمعه میتونین بیاین


این چت روم آزمایشی قرار گرفته فقط به افتخار طرفداران " دوســتــداران رمـان "

یسما چت:  برای ورود کلیک کنید


موضوعات مرتبط: چت وبلاگ

تاريخ : چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1392 | 20:48 | نویسنده : آرزو |
سلااااام من اومدم بایه رمان خوب وزیبای دیگهههههههههه

اول اینکه این رمان موضوعش کمی تکراری پس غرنزنیددوزتاااااااااااان بخونیدخوفهههههه

یه موضوع دیگه هم هست که....این رمان درحال تایپه ولی تامابرسیم به نویسنده ایشالله اونم تموم میکنه

بریم سراغ خلاصه

خلاصه:یه دختری به اسم پرینازه که سال دومیه که می خواد کنکور بده و میره توی یکی از این کلاس ها و برخلاف همیشه این استاد جوونه و طی یه سری اتفاقایی این استاد با اینا رفت و امد خونوادگی پیدا می کنه و داستان از اونجایی شروع میشه که ....



منبع:نودوهشتیا

نظرریادتون نره ها


موضوعات مرتبط: رمان ازدواج به سبک کنکوری(پریا)

ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1392 | 20:35 | نویسنده : آرزو |
سلااااااااااام

ماامدیم

باباچرامیزنیدخو

یکم دیرگذاشتم دیگه

خب بچه هاظاهراااااا نظرم درباره این رادین عوض شده

من میگفتم تونبودرهااین خوش به حالش میشه

ولی خب نشد

ولی اینم رمانه واقعیت نیستا

چون توواقعیت برعکس اینه همه پسراخوشن

خب حالاکه میرین بخونین یه رمان خوب وتپل وخنده دارم برای من معرفی کنین بخونم دلم واشههههههههه

دلمون گرفت بابا


موضوعات مرتبط: رمان در همسایگی گودزیلا(انیلا)

ادامه مطلب
تاريخ : پنجشنبه بیست و یکم آذر 1392 | 20:21 | نویسنده : آرزو |
اوپسسسسسسس سلام

ببخشیدبابت تاخیربیاین که بادست پراومدم این سه شبوهی پست تپل میزارم براتون اگه نظراخوب باشه

بچه هااین قسمت به بعدتایه جایی ازطرف رادوینه

خاک تومخ این رادوین ببین چجوری دل رهای شیطون روشکست بااین ندونم کاریش

دلم واسه رهامیسوزه اینقدراین رادوینودوست داره اینم اخرش اینطوری میشه


موضوعات مرتبط: رمان در همسایگی گودزیلا(انیلا)

ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه بیستم آذر 1392 | 22:2 | نویسنده : آرزو |
من حوصلم سررفت یه رمان طنزوباپابن خوب معرفی کنین

فقط تکراری نباشه لطفااااااا



تاريخ : چهارشنبه بیستم آذر 1392 | 21:57 | نویسنده : آرزو |
سلام بچه ها

حالم خوب نیست یه عوضی ایمیلموهک کرده دوتاازوبهام رفته روهوا

شرمنده امشب نمیتونم درهمسایگی گودزیلاپست بزارم متاسفم

تافردابای


موضوعات مرتبط: رمان عشق ممنوعه(افشان قائدی)

ادامه مطلب
تاريخ : پنجشنبه چهاردهم آذر 1392 | 21:11 | نویسنده : آرزو |
تاريخ : پنجشنبه چهاردهم آذر 1392 | 21:8 | نویسنده : آرزو |
17

فعلااینوبخون نفس جون بقیشواگه فردابخواب میزارم


موضوعات مرتبط: رمان عشق ممنوعه(افشان قائدی)

ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه سیزدهم آذر 1392 | 20:20 | نویسنده : آرزو |
تاريخ : چهارشنبه سیزدهم آذر 1392 | 20:11 | نویسنده : آرزو |
خب بعدچندماه اینم بقیه داستان بخاطرنفس جوووون


موضوعات مرتبط: رمان عشق ممنوعه(افشان قائدی)

ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه سیزدهم آذر 1392 | 20:1 | نویسنده : آرزو |
سلام جیگراخوبین؟http://oshelam.persiangig.com/image/zarde%20kochik/bicyclesmiley.gif

چه خبرا؟

خب بچه های عزیز دعاهاتون جواب دادومشکلم حل شدالان یه ساعته بهم خبردادن گفتم بام زودپست شماروبزارم

وای اونقدرخوشحالللللللللللللم

ازکسایی که برام دعاکردن واقعاممنونHeart Smile


اماچندتانکته

1بعضیاخصوصی نظرمیدن بچه هاخصوصی ندین چون نمیتونم تاییدکنم

2بعضیانظرمیزارم من بهتون گفتم بخاطردرسم وسط هفته کم میام نت نمیتونم نظراتونوتاییدکنم این دلیل نمیشه که شماتوهین کنین وهرچی دلتون میخوادبگین

دوست ندارین برین یه جای دیگه بخونین

3بچه هابرای بازهزاروچندم میگم این رمان درحال تایپه یعنی نویسنده داره مینویسه تموم شده نیست من ازخودم نمیتونم پست بزارم که بایدنویسنده بزاره منم بزارم دیگه اوکی؟پس هی نگین چرانمیزاری مرض ندارم که نزارم

4هیچی دیگه نطق من تموم شده برین رمانتونوبخونین نظریادتون نره فرداهم یه پست تپل داریما


موضوعات مرتبط: رمان در همسایگی گودزیلا(انیلا)

ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه دوازدهم آذر 1392 | 20:48 | نویسنده : آرزو |
.: Weblog Themes By VatanSkin :.